واژهنامه
واژههایی که متنها به آنها تکیه میکنند
هر واژه به تجربهای که از آن آمده وصل است. در متنها، اولین بار که واژهای میآید، زیرش نقطهچین دارد و به همینجا میرسد.
رأی
- عدالتخانه
- خواستهٔ بستنشینان ۱۲۸۴ و ۱۲۸۵: نهادی که به عرضحال مردم رسیدگی کند. پیشدرآمد مشروطه و مجلس.
- حالِ همهمان چطور است؟
- مجمع شهروندی
- جمعی از شهروندان که به قید قرعه انتخاب میشوند تا دربارهٔ یک موضوع بشنوند، بحث کنند و پیشنهاد بدهند.
- شانسِ قرعه
- قرعه
- انتخاب به بخت، نه به رأی. در ایران برای حج، مسکن و خودرو آشناست و در «دموکراسی قرعهای» برای نمایندگی.
- شانسِ قرعه
- نظارت استصوابی
- تفسیر شورای نگهبان از اصل ۹۹ در ۱۳۷۰ که تأیید یا رد صلاحیت نامزدها را حق آن شورا میداند.
- چرخدندههای تنوع
- رجال
- واژهٔ اصل ۱۱۵ قانون اساسی برای نامزدهای ریاستجمهوری؛ تاکنون بهگونهای تفسیر شده که زنان را بیرون میگذارد.
- چرخدندههای تنوع
- جریانهای سیاسی
- اصولگرا، اصلاحطلب، اعتدالگرا، مستقل: خطوطی که سیاست ایران بیشتر از راه آنها میگذرد تا حزب.
- لبخند بزن، رأی بده
- قیافهشناسی
- شبهعلم قرن نوزدهمی خواندن شخصیت از چهره؛ در «لبخند بزن، رأی بده» به شکل «روانسنجی هوش مصنوعی» برمیگردد.
- لبخند بزن، رأی بده
صدا
- کارزار
- درخواست یا پویش جمعی با امضا، از نجات یک دریاچه تا تغییر یک قانون؛ نام سامانهٔ karzar.net هم هست.
- رشتههای رابطه
- عرصهٔ عمومی
- جایی که شهروندان دربارهٔ امور مشترک حرف میزنند. نسخهٔ ۳.۰ آن رسانههای دیجیتال و پیامرسانهاست.
- روی همهٔ کانالها
- آزمون A/B
- نشان دادن دو نسخه از یک پیام به دو گروه و نگه داشتن آنکه بیشتر کلیک خورد.
- روی همهٔ کانالها
زمین
- کارت آمایش
- سند اقامت موقت اتباع افغانستانی ثبتشده در ایران. ثبتنام است، نه شهروندی.
- چه کسی در راه است؟
- ردپای بومشناختی
- زمینی که برای تأمین مصرف و جذب پسماند یک نفر لازم است، به هکتار جهانی.
- اینهمه چیز، برای چه؟