آینده‌های دموکراسی
شروعپایان

۱.

کجا می‌خواهی بیشتر مشارکت کنی؟

حزب، انجمن صنفی یا سمن

کار با دیگران برای حل یک مشکل مشخص

تجمع و اعتراض

هیچ‌جا؛ بگذار بقیه انجامش بدهند

۲.

در چه موضوع‌هایی پای کار می‌آیی؟

هر موضوعی، از محله تا جهان، کسل‌کننده یا داغ؛ مهم این است که حرفم شنیده شود

موضوع‌هایی که به زندگی نزدیکم مربوط است

موضوع‌هایی که خوب ازشان سر درمی‌آورم

هیچ‌کدام، برای این کارها متخصص هست

۳.

اگر همهٔ شرایط فراهم باشد، چقدر مشارکت می‌کنی؟

همیشه و منظم

گاهی، اگر پروژه هیجان‌انگیز باشد

به‌ندرت

اصلاً

۴.

فرض کن با دیگران روی ایده‌هایی برای یک مسئلهٔ سیاسی کار کرده‌ای. با این ایده‌ها چه باید بشود؟

باید دقیقاً همان‌طور اجرا شوند

کارشناسان بررسی کنند، با مردم بحث شود، بعد اجرا شود

مسئولان موظف باشند جدی دربارهٔ آن بحث کنند

فقط پیشنهادی برای ادامهٔ گفت‌وگو هستند

۵.

این روزها از شکل‌های تازهٔ مشارکت زیاد حرف زده می‌شود: شورایاری محله، کارزار امضا، مجمع شهروندی به قید قرعه. تا حالا در یکی از این‌ها شرکت کرده‌ای؟

بله، و من…

بله، و حالا بیشتر به سیاست علاقه دارم

بله، و نظرهای مخالف را بهتر می‌فهمم

بله، و کار مسئولان را بهتر درک می‌کنم

بله، و حس می‌کنم می‌توانم کاری بکنم و شنیده می‌شوم

بله، و به نظرم فایده‌ای نداشت

نه، چون…

نه، چون وقت ندارم و گرفتاری‌های دیگری دارم

نه، چون باور ندارم با من چیزی عوض شود

نه، چون نمی‌دانم چطور می‌شود شرکت کرد

نه، چون حاضر نیستم وقت و انرژی بگذارم

نه، چون چنین فرصتی سر راهم نبوده

نه، چون حس می‌کنم شنیده نمی‌شوم

۱۰۰٪

یک نخ برای خودت ببُر…

صدا · نخِ خودت را ببند

رشته‌های رابطه

صدا · رشته‌های رابطه

رابطهٔ تو با کسانی که انتخابشان می‌کنی به یک نخ بند است. پنج پرسش، یک نخ به رنگ سن تو، و صد و شصت نخ دیگر برای مقایسه.

رشته‌های رابطه

رابطهٔ شهروندان با کسانی که انتخابشان می‌کنند، و با کسانی که نمی‌توانند انتخابشان کنند، گاهی به یک نخ بند است. بعضی‌ها کاملاً به سیاست پشت می‌کنند یا با هیچ تصمیمی موافق نیستند؛ بعضی دیگر برای هدف‌ها و پروژه‌های مشخصی می‌جنگند و زود به دیوار می‌خورند. راه‌های زیادی برای بستن نخ‌های تازه میان شهروندان و نمایندگانشان هست: شوراهای شهر و روستا از ۱۳۷۷، شورایاری‌های محله، کارزارهای امضا، انجمن‌های صنفی و سمن‌ها. در سراسر جهان آزمایش‌هایی با یک هدف اصلی در جریان است: دموکراسی بهتر از راه مشارکت بیشتر برای همه؛ حتی برای آن‌ها که امروز کم مشارکت می‌کنند یا اصلاً نمی‌کنند. این امکان‌های تازه پرسش‌هایی شخصی هم پیش می‌کشند: نقش من چیست، موضع من کجاست؟ و چقدر می‌توانم و می‌خواهم سهم داشته باشم؟

نوشتهٔ ما

منابع

  • شوراهای شهر و روستا: انتخابی از اسفند ۱۳۷۷؛ انتخابات هفتم هنوز بی‌تاریخقانون شوراها؛ سخنگوی شورای نگهبان، شهریور ۱۴۰۵، شهریور ۱۴۰۵

چه نخ‌های دموکراتیکی می‌بافی؟

تصمیم بگیر در آینده چطور می‌خواهی مشارکت کنی.

۱. نخی به رنگ گروه سنی‌ات بردار و ببُر. ۲. نخ را به نقطهٔ شروع گره بزن. ۳. نخ را دور پاسخ‌هایت بپیچ. ۴. نخ را به آخرین میخ گره بزن.

از نمایشگاه

۱. کجا می‌خواهی بیشتر مشارکت کنی؟

— حزب، انجمن صنفی یا سمن

— کار با دیگران برای حل یک مشکل مشخص

— تجمع و اعتراض

— هیچ‌جا؛ بگذار بقیه انجامش بدهند

از نمایشگاه

۲. در چه موضوع‌هایی پای کار می‌آیی؟

— هر موضوعی، از محله تا جهان، کسل‌کننده یا داغ؛ مهم این است که حرفم شنیده شود

— موضوع‌هایی که به زندگی نزدیکم مربوط است

— موضوع‌هایی که خوب ازشان سر درمی‌آورم

— هیچ‌کدام، برای این کارها متخصص هست

از نمایشگاه

۳. اگر همهٔ شرایط فراهم باشد، چقدر مشارکت می‌کنی؟

— همیشه و منظم

— گاهی، اگر پروژه هیجان‌انگیز باشد

— به‌ندرت

— اصلاً

از نمایشگاه

۴. فرض کن با دیگران روی ایده‌هایی برای یک مسئلهٔ سیاسی کار کرده‌ای. با این ایده‌ها چه باید بشود؟

— باید دقیقاً همان‌طور اجرا شوند

— کارشناسان بررسی کنند، با مردم بحث شود، بعد اجرا شود

— مسئولان موظف باشند جدی دربارهٔ آن بحث کنند

— فقط پیشنهادی برای ادامهٔ گفت‌وگو هستند

از نمایشگاه

۵. این روزها از شکل‌های تازهٔ مشارکت زیاد حرف زده می‌شود: شورایاری محله، کارزار امضا، مجمع شهروندی به قید قرعه. تا حالا در یکی از این‌ها شرکت کرده‌ای؟

— بله، و حالا بیشتر به سیاست علاقه دارم

— بله، و نظرهای مخالف را بهتر می‌فهمم

— بله، و کار مسئولان را بهتر درک می‌کنم

— بله، و حس می‌کنم می‌توانم کاری بکنم و شنیده می‌شوم

— بله، و به نظرم فایده‌ای نداشت

— نه، چون وقت ندارم و گرفتاری‌های دیگری دارم

— نه، چون باور ندارم با من چیزی عوض شود

— نه، چون نمی‌دانم چطور می‌شود شرکت کرد

— نه، چون حاضر نیستم وقت و انرژی بگذارم

— نه، چون چنین فرصتی سر راهم نبوده

— نه، چون حس می‌کنم شنیده نمی‌شوم

از نمایشگاه

پرسش پنجم دربارهٔ مجمع‌های شهروندی است

مجمع شهروندی، جمعی از شهروندان است که به قید قرعه انتخاب شده‌اند و چند آخر هفته دربارهٔ یک موضوع گفت‌وگو می‌کنند، از کارشناسان می‌شنوند و پیشنهادهایشان را به مجلس یا شورا می‌دهند. پاسخ‌های «بله» روی دیوار همان چیزهایی است که پژوهشگران اندازه می‌گیرند: علاقه، مدارا، فهم، حس اثرگذاری، یا سرخوردگی. پاسخ‌های «نه» موانع‌اند: وقت، بی‌اثری، ندانستنِ راه، بی‌میلی، بی‌خبری، شنیده‌نشدن.

نوشتهٔ ما

برای بحث

  1. آخرین باری که در چیزی مشارکت کردی که به تو ربط مستقیم نداشت، کی بود؟
  2. کدام‌یک از پاسخ‌های «نه، چون…» بیشتر شبیه توست؟ چه چیزی آن مانع را کوچک می‌کند؟
  3. اگر ایده‌های یک مجمع شهروندی فقط «پیشنهاد» بماند، باز هم می‌ارزد وقت گذاشت؟

در همین موضوع · صدا

چه می‌شود کرد · صدا

  • کارزار

    در karzar.net می‌شود کارزاری را امضا کرد یا ساخت؛ نهاد مخاطب گاهی رسماً پاسخ می‌دهد. متن کوتاه و خواستهٔ روشن، امضای بیشتری می‌گیرد.

  • شورایاری محله

    در تهران شورایاری‌ها انتخابی‌اند و جلسه‌های ماهانه دارند. در شهرهای دیگر، شورای محله یا هیئت امنای مسجد و مدرسه همان نقش را دارد. برو، بنشین، بپرس.

  • سمن و انجمن صنفی

    عضویت در یک سمن محیط زیستی یا خیریهٔ محله، یا در انجمن صنفی رشتهٔ خودت، از یک فرم شروع می‌شود. فهرست سمن‌های مجاز نزد وزارت کشور و استانداری‌هاست.

بعدی: چرخ‌دنده‌های تنوع

آینده‌های دموکراسی · ایران۱۴۰۵
آینده‌های
دموکراسی
یازده تجربه دربارهٔ آینده‌های دموکراسی در ایران
۰۰۰